شناورشدن

خرید بک لینک
امروز می خوام از شرایطی صحبت کنم که آدم کاملا ناخواسته درش قرار می گیره و مدت ها درش شناوره.

بعضی از این اتفاقات خوشایندن و انسان از اینکه درش هست احساس رضایت می کنه و بعضی شرایط ناخوشایندن و انسان مدام دوست داره ازش فرار کنه اما...

اما بعضی شرایط طوریه که انسان نه بدش می آد و نه خوشش میاد و اونجاست که آدم میگه "می خواد چی بشه؟"

این شرایط همونیه که از کنترل انسان خارجه و آدم نمی دونه باهاش چیکار کنه؟! و اون شرایط انسان رو درحالیکه کاملا درش شناوره به سمت و سویی می بره که باید ببره!

و برای من از این قسم شرایط فراوون اتفاق افتاده که نه حس لذت داشتم و نه ناراحتی. می تونم بگم یک جورایی باهاش سرگرم می شدم و "عشق" یکی از اون شرایطه.

یک جا خواندم که "آدم های عاقل با عشق گرم می شن و آدم های نادان خودشونو می سوزونن". و انسان خیلی خیلی باید مراقب باشه و از خدا کمک بخواد که مبادا وارد گناه بشه.

راستش به نظر من این شرایط رو خدا برای آدم درست می کنه. طوری که زندگی از یکنواختی درمیاد و خاطره ای برای انسان باقی می مونه که سراسر تجربه است و این به نفع انسان برای آینده اش است.

بله اعتراف می کنم که تمام این شرایط درحالی برای من پیش اومدن که شرایط بسیار سختی رو تحمل می کردم و این اتفاقات باعث می شدن که همچنان پرامید و باانرژی به مسیرم ادامه بدم و منحرف نشم.

راستش این شرایط رو یکی از بزرگترین موهبت های زندیگم می دونم که به صورت هدیه ای سورپرایزانه از جانب خدا دریافت می کنم و البته می دونم می دونم که نباید فراتر از حد مجاز قدم بردارم که اگر جز این باشه دیگه ارزشی ندارن.

خدایا در تمام طول زندگیم باهام حرف زدی به طرق گوناگون.

و سهم من برای حرف زدن با تو بیشتر از جنس "عشق" بوده و خوشحالم که منو نگاه می کنی و مراقبمی و همواره باهامی.

خوشحالم که تو رو دارم.

و عاشقتم... فقط عاشق "تو".

شش ستاره...

ما را در سایت شش ستاره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: سه شنبه 7 دی 1395 ساعت: 18:45

صفحه بندی