
تقریبا 2 یا 3 هفته است که دیگه جمعه هام متفاوت شده و اون عهدی رو که بستم بهش عمل می کنم. عهدی که شاید امام رضا (ع) هم ازش استقبال کرد. روزهای عجیبی رو دارم می گذرونم. روزهایی که با عشق و نفرت همراه است. شاید من نخوام هیچ کدومو ببینیم و ترجیح می دم که روزها بدون کوچکترین احساس آتشین یا منفور بگذره با این حال شاید این خصیصه انسانیه منه که به این طور رقم می خوره. گاهی گرمای عشقی سوزنده رو حس می کنم و خودمو در یک جو مجنون وار می بینم و گاهی حس تنفر برام ارسال میشه و گاهی هیچ انگار که هیچ کس هیچ چیزی...
ادامه مطلب
امروز یک روز خوب و متفاوتی بود.xa0 بعد از مدت ها پدربزرگ و مادربزرگم و عمه هام و ... همه بودن و ساعت ها خوش بودیم. و این است برکت بزرگان. خدایا شکرت....
ادامه مطلب
حس غریبی دارم. خدایا آرامش و شادی واقعی رو بهم برگردون. خدایا من ثروتمندم چون حقیقت تو رو می شناسم، چون تو رو دارم. نزار چیزای مسخره مثل غبار جلو چشمام رو بگیره. خدایا کمکم کن....
ادامه مطلب
گاهی وقتا فکر می کنم که این دنیا و تمام چیزهایی که درشه یک فریبه!...تمام چیزاهایی که به ظاهر قشنگن یک فریبن! باورشون نمی کنم... xa0 ...
ادامه مطلب